نام کاربری:  
رمز ورود:     


جستجو در انجمن‌ها

(جستجوی پیشرفته)

آخرین موضوعات
مهلت ثبت نام تا صدور مدرک
آخرین ارسال: 75139141
22-02-1396 06:53 ب.ظ
» پاسخ: 5
» بازدید: 671
برشی از یک کتاب
آخرین ارسال: niayeshfz
17-02-1396 10:16 ب.ظ
» پاسخ: 1
» بازدید: 768
سیمای مهدی در قران
آخرین ارسال: niayeshfz
17-02-1396 09:55 ب.ظ
» پاسخ: 2
» بازدید: 313
منت خدا بر بشر
آخرین ارسال: imiraknasah
04-02-1396 03:40 ب.ظ
» پاسخ: 1
» بازدید: 931
تمثیلات مهدوی
آخرین ارسال: imiraknasah
31-01-1396 11:56 ق.ظ
» پاسخ: 23
» بازدید: 11758
شهادت امام کاظم علیه السل...
آخرین ارسال: imiraknasah
29-01-1396 02:39 ب.ظ
» پاسخ: 5
» بازدید: 1976
صدور گواهینامه
آخرین ارسال: alamdar133
26-01-1396 01:34 ب.ظ
» پاسخ: 1
» بازدید: 398
صدور مدرک
آخرین ارسال: alamdar133
26-01-1396 01:32 ب.ظ
» پاسخ: 5
» بازدید: 500
مهـدی(عجل الله تعالی فرجه) منجی یک جهان اس...
آخرین ارسال: niayeshfz
15-01-1396 06:56 ب.ظ
» پاسخ: 1
» بازدید: 827
عشق...
آخرین ارسال: niayeshfz
06-01-1396 11:54 ق.ظ
» پاسخ: 6
» بازدید: 3993

لینک های جامعه مجازی مهدی یاوران
مهدی بلاگ
آموزش مجازي مهدويت
سايت مهدي تي وي
مرکز مجازي مهدويت
مجمع وبلاگ نويسان مهدويت
کتابخانه مجازي مهدويت
مجله الکترونيکي زندگي مهدوي
مجله علمي ترويجي انتظار

ارسال پاسخ  ارسال موضوع 
 
رتبه موضوع:
  • 6 رای - 4 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
لطایف و ظرایف

مدیران انجمن ها
*****

وضعيت : آفلاین
ارسال‌ها:56
تاریخ عضویت:مهر 1391
رتبه: 0
سپاس ها 33
سپاس شده 10 بار در 8 ارسال

ارسال: #21
RE: لطایف و ظرایف
مرد خیاطی کوزه ای عسل در دکانش داشت.یک روز می خواست دنبال کاری برود. به شاگردش گفت:این کوزه پر از زهر است!مواظب باش آن را دست نزنی!شاگرد که می دانست استادش دروغ
می گوید حرفی نزد و ...
استادش رفت.شاگردهم پیراهن یک مشتری را بر داشت و به
دکان نانوایی رفت و آن را به مرد نانوا داد و دو نان داغ و تازه گرفت و
بعد به دکان برگشت و تمام عسل را با نان خورد و کف دکان دراز کشید.خیاط
ساعتی نگذشته بود که بازگشت و با حیرت از شاگردش پرسید:چرا خوابیده ای؟
شاگرد ناله کنان پاسخ داد: تو که رفتی من سرگرم کار بودم،دزدی آمد و یکی از پیراهن ها را دزدید و رفت.وقتی من متوجه شدم،از ترس تو، زهر توی کوزه را خوردم و دراز کشیدم تا بمیرم و از کتک خوردن و تنبیه آسوده شوم!
11-10-1395 12:07 ب.ظ
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ

مدیران انجمن ها
*****

وضعيت : آفلاین
ارسال‌ها:56
تاریخ عضویت:مهر 1391
رتبه: 0
سپاس ها 33
سپاس شده 10 بار در 8 ارسال

ارسال: #22
RE: لطایف و ظرایف
ماست و خیار ناصرالدین شاهی!

می گویند در زمان ناصرالدین شاه، روزی امیرکبیر که از حیف و میل سفره های خوراکِ درباری به تنگ آمده بود به شاه پیشنهاد کرد که برای یک روز آنچه رعیت می خورند را میل فرمایند.
شاه پرسید که مگر رعیت ما چه میل می کنند؟
امیر گفت : ماست و خیار...
شاه سر آشپزباشی‌ را صدا زد و فرمان داد برای ناهار فردا ماست و خیار درست کند...
سر آشپزباشی‌ به تدارکات چی دستور تهیه مواد زیر را داد:

1) ماست پر چرب اعلا 6 من ...
2) خیار نازک و قلمی ورامین 2 من ...
3) گردوی مغز سفید بانه 1 کیلو ...
4) پیاز اعلای همدان 1 من ...
5) کشمش اعلا و مویزِ شاهانی بدون هسته 1 کیلو ...
6) نان مرغوب مغز دار خاش خاش دارِ دو آتیشه 3 من ...
7) نعنای باغی اعلا و سبزی‌های بهاری 1 کیلو! ...
8) و ...


ناصر الدین شاه بعد از اینکه یک شکم سیر ماست و خیار تناول کردند، فرمان به یک کاسهِ اضافه داد و در حالی‌ که ترید می فرمودند برگشت و به امیرکبیر گفت: « پدر سوخته ها ، رعایای ما چه غذاها می خورند و ما بی‌ خبر بودیم ! هر کس نارضایتی کرد و کفرانِ نعمت، به چوب و فلک ببندینش ...!sheklak4
30-10-1395 10:49 ق.ظ
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
ارسال پاسخ  ارسال موضوع 


پرش در انجمن:




شبکه هاي اجتماعي درباره ما سايت هاي مرتبط