امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
فراز اول خطابه غدیر؛ حمد و ثنای الهی
#21
مُتَفَضِّلٌ عَلى جَمیعِ مَنْ بَرَأَهُ، مُتَطَوِّلٌ عَلى جَمیعِ مَنْ أَنْشَأَهُ

تفضّل کننده بر همه ی آنچه خلق کرده،لطف کننده بر هر آنچه به وجود آورده است.

*********************************

تفضّل يعني اين كه بدون اين كه استحقاق داشته باشد و طلبكار باشند، خداوند لطف كرده
بَرَأَهُ به معناي اين است كه از هيچ آفريده. خلق، ممكن است كه متريال داشته باشد. اما بدع، متريال ندارد؛ بَرَأَ و بَدَعَ.
اسم فاعلش مي شود «باري». مي گويند باري تعالي


مُتَطَوِّلٌ يعني خدا قبول كرده كه نعمت بدهد بر همه ی كساني كه آن ها را انشاء كرده.
«اِنشاء» هم به معناي بي سابقه خلق كردن است.



فایل‌(های) پیوست شده بندانگشتی (ها)
   
رواق منظر چشم من آشيانه ی توست
کرم نما و فرودآ که خانه خانه ی توست
پاسخ
#22
يَلْحَظُ كُلَّ عَيْنٍ وَالْعُيُونُ لاتَراهُ

به نيم نگاهي تمام چشم ها و ديده ها را مي بيند، و چشم ها او را نمي بينند

*****************************************************

خداوند متعال بر آن ها محيط است و آن ها مُحاط هستند.

در سایت خطابه غدیر مثال روشنی بیان شد: اين كه محاط نمي تواند محيط بشود، اين عقلي است. موجودي كه محاط است نمي تواند محيط بشود.
نجّار وقتي صندلي را خلق كرده، مسلط بر صندلي است، اما صندلي مسلط بر نجّار نيست. لذا خداوند متعال فرمودند:« وَاللهُ مِن وَرَآئِهِم مُحِيطٌ »
رواق منظر چشم من آشيانه ی توست
کرم نما و فرودآ که خانه خانه ی توست
پاسخ
#23
كَریمٌ حَلیمٌ ذُوأَناتٍ

كریم و بردبار و شكیباست


[تصویر:  image139.gif]


صفاتي است كه براي بشر قابل تبعيت و تقليد و مشاركت است. يعني مي تواند در صفت كرامت، حلم و ذوأنات بودن از خدا تبعيت كند و سعی نماید که تا حد امکان اين صفات را در خودش پياده كند.


"كَريم" يعني بزرگوار بخشنده. بخشنده اي كه بخشندگي اش با كرامت و بزرگواري است.

حلم بعد ازعلم می آید مثل اینکه کسی می داند من آدم بدي هستم و در عين حال بردباري نشان مي دهيد.

"ذُوأناتٍ" يعني صاحب لحظه ها. لحظه ها را به انسانهاي مختار خدا فرجه مي دهد كه شايد از كار بد پشيمان بشوند و برگردند.


منبع: مطالب سایت خطابه غدیر
رواق منظر چشم من آشيانه ی توست
کرم نما و فرودآ که خانه خانه ی توست
پاسخ
#24
قَدْ وَسِعَ كُلَّ شَىْ‏ءٍ رَحْمَتُهُ وَ مَنَّ عَلَیْهِمْ بِنِعْمَتِهِ

رحمتش جهان شمول و عطایش منّت گذار.


[تصویر:  image497.gif]

در آیه ی قرآن داریم:" لَقَد مَنَّ اللهُ عَلَی المُؤمِنِينَ..."(آل عمران 164) يعني براي ارسال رسل و انزال كتب لفظ "منّت" را به كار برده شده و خداوند منت گذاشته است.

ضمیر هُم در علیهم را دو جور معنا مي كنيم: يكي منت گذاشته بر "كُلَّ شَیءٍ" به وسيله نعمتي كه دارد، يكي هم اينكه" مَنَّ عَلَيْهِمْ بِنِعْمَتِهِ" منت گذاشته اي «عَلَيهِم»؛ يعني بر ذوي العقول و انسانها «بِنِعمَتِهِ». يعني ولايت حضرت أميرالمؤمنين(عَلَیهِ السّلام).

برای اثبات این نعمت در آیه قرآن داریم: "ثُمَّ لَتُسأَلَنَّ يَومَئِذٍ عَنِ النعيم "(تکاثر 8). در روز قيامت از نعيم پرسيده مي شود، در روايات دارد كه از امام(علیه السّلام) مي پرسند كه اين نعيم چيست؟ حضرت مي فرمايد: ولايت ما اهل البيت است.


منبع: برگرفته از مطالب سایت خطابه غدیر
رواق منظر چشم من آشيانه ی توست
کرم نما و فرودآ که خانه خانه ی توست
پاسخ
#25
لا یَعْجَلُ بِانْتِقامِهِ، وَلایُبادِرُ إِلَیْهِمْ بِمَا اسْتَحَقُّوا مِنْ عَذابِهِ.
در انتقام گرفتن خود عجله نمی کند، و به آنچه از عذابش که مستحق آنند، مبادرت نمی ورزد.


[تصویر:  1473522pg9ztb31vj.gif]

در فرازهای قبل داشتيم خداوند بردبار و وقت دهنده است«حلیمٌ ذو انات» و به انسانهاي گنهكار فرصت مي دهد كه توبه كنند.
لذا خداوند متعال منتقم هست ولي تعجيل در انتقام نمي كند. صبر مي كند شاید بنده گنهکار برگردد. او برای آنان که مستحق عذاب هستند، بخاطر عملی که مرتکب شده اند، مبادرت به عذاب نمی کند و فرصت مي دهد.

در آموزه هاي ديني و روايات اسلامي هم هست كه وقتي انسان مرتكب گناه مي شود، خداوند متعال به فرشتگان دستور مي دهد تا 7 ساعت گناهش را ننويسند بلكه توبه كند و برگردد. و بعد از آن فرصتي كه مي دهد اگر توبه نكرد مي نويسند.(البرهان فی تفسیر القرآن ج 5- 133)


نکته: بندگان خدا بايد تخلق به اخلاق الله پيدا كنند، از خدا ياد بگيرند عدم تعجيل در انتقام و مبادرت نكردن برای كساني كه مستحق عذاب هستند. اين صفت را از خدا ياد بگيرند ودر بين خودشان انجام بدهند.


منبع: مطالب سایت خطابه غدیر
رواق منظر چشم من آشيانه ی توست
کرم نما و فرودآ که خانه خانه ی توست
پاسخ
#26
قَدْ فَهِمَ السَّرائِرَ، وَ عَلِمَ الضَّمائِرَ، وَ لَمْ تَخْفَ عَلَیْهِ الْمَكْنُوناتُ وَ لَا اشْتَبَهَتْ عَلَیْهِ الْخَفِیّاتُ

باطن ها و سریره ها را می فهمد و ضمائر را می داند و پنهان ها بر او مخفی نمی ماند و مخفی ها بر او مشتبه نمی شود.

*****************************************************

فهم با علم تفاوت هايي دارد. شايد تفاوت فهم در عميق تر بودن و جزئي تر بودن از علم باشد كه كلي تر است.
بعضي از لغات هستند كه وقتي تنها می آید، اين لغت، آن لغت را معنا می کند وهم آن لغت، اين لغت را معنا مي کند. مثل فهم وعلم. وقتي جدا جدا به كار برده شوند هركدام به معناي هم مي آيند. اما با هم كه به كار بروند هر كدام شان در آن لطافت ونكته بيني خاصی ست. شايد فهم و علم هم جزء اين هايي باشند كه اينجا «سَرائِر» و «ضَمائِر» به كار برده.

"سَرائِر" جمع سريره پنهاني،"ضَمائِر" جمع ضمير آن هم پنهاني است. اما فرق هايي دارند. خداوند متعال جزئيات پنهاني ها را مي داند و كليات و جزئيات آنچه كه در ضمير و پنهان انسان است و در درون انسان است، علم دارد.

آنهايي كه پوشيده شده بر خدا پنهان نيست. و اشتباه نمي شود بر او خفيّات.
"خِفیّات" جمع خفي است و خفيّ هم بر خلاف جليّ است. جليّ آن است كه قابل مشاهده است و ديده مي شود و خفيّ آن است كه غير قابل مشاهده است و ديده نمي شود.


بر خداوند متعال پوشيده ها پنهان نيست. و بر خداوند متعال خفيّات اشتباه نمي شود. اشتباه و پنهاني براي كسي است كه داراي علم حصولي است، يعني دانشش نسبت به اشياء خارج از وجود خودش، از طريق عكسبرداري و انعكاس صورت خارج در روي سلول هاي مغز ایجاد می شود.
خداوند متعال نزد تمامي موجودات حضور دارد. حضور احاطي و حضور وجودي، يعني علمش علم حضوري است نه حصولي.


منبع: مجله الکترونیک 1841
رواق منظر چشم من آشيانه ی توست
کرم نما و فرودآ که خانه خانه ی توست
پاسخ
#27
لَهُ الْاِحاطَةُ بِكُلِّ شَىْ ءٍ، وَ الْغَلَبَةُ عَلى كُلِّ شَى ءٍ، وَ الْقُوَّةُ فى كُلِّ شَى ءٍ، وَ الْقُدْرَةُ عَلى كُلِّ شَى ءٍ، وَ لَیْسَ مِثْلَهُ شَىْ ءٌ، وَ هُوَ مُنْشِئُ الشَّىْ ءِ حینَ لاشَىْ ءَ

برای اوست احاطه بر هر چیزی و غلبه بر همه چیز و قوت در هر چیزی و قدرت بر هر چیزی و مانند او شیئی نیست اوست به وجود آورنده ی شیئ هنگامی که چیزی نبود

*********************************************

در ابتدای شروع طرح خطبه خوانی درباره توحید تنزیهی داشتیم:

در احادیث است که ائمه عليهم السلام می فرمایند:«توحید خروج از حدّین است»؛ حدّ تعطیل و حدّ تشبیه.
بِرَند و شعار خداشناسی قرآن و اسلام لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْ‏ءٌ است. این همان مارک و بِرنَد تنزیه است.
و توحید تنزیهی را این گونه تعریف می کنیم که خدا از توصیف مردم منزّه است.
سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّايَصِفُونَ(سوره الصافات آیه 159) منزه است خدا از آنچه توصیف می کنند. یعنی هر-چه هم خدا را توصیف کنیم، باید بگوییم خدا از توصیف من برتر و بالاتر است.


منبع: سایت خطابه غدیر و مجله الکترونیک 1841
رواق منظر چشم من آشيانه ی توست
کرم نما و فرودآ که خانه خانه ی توست
پاسخ
#28
دائِمٌ حَیٌّ، وَ قائِمٌ بِالْقِسْطِ، لااِلهَ اِلّا هُوَ، الْعَزیزُ الْحَكیمُ.

دائم و زنده است، و به قسط و عدل قائم است. نیست خدایی جز او که با عزت و حکیم است.

**************************************************


"دائِم" يعني خداوند متعال زمان ندارد، چون خالق زمان است و اگر خودش داخل اين مقولات بشود با مخلوقاتش يكي مي شود.

«دائِمٌ حَیٌّ» خدا حيات دارد. چون صفاتی مانند سمیع و بصیر و صفات جمال و جلالش نشان از حی بودن خداوند است و البته اشاره به این نکته لازم است که : هُوَالاَوَّلُ وَالآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالبَاطِنُ
یعنی:چیزی قبل او نیست و چیزی بعد او نیست ، ظاهر و باطنش فرق نمی کند ( از همان جهتي كه ظاهر است، از همان جهت باطن است)


«قائِم بِالقِسطِ» است يعني قسط وعدالت را برپا مي كند و برپا نگه مي دارد، يكي از نکات اين جمله، اختيار و آزادي انسان است. چون كسي كه مي خواهد به عدالت رفتار كند، اختیاری که به موجود مختار داده است از روي عدالت است، و بهشت وجهنمي را كه برايش مقرر ساخته از روي عدالت است.

الله كه از ال اله یا ال وله تركیب شده اگر از اله باشه" اله" به معنی كسی كه همه به او پناه می برند " وله" یعنی كسی كه دیگران درباره اش شیدا و متحیر هستند

"عزیز" به معنای شکست ناپذیر،خدايي كه «اَلعَزِيزُ» است يعني غير قابل نفوذ است. يعني به ذات خدا و به صفات خدا نمي شود راه پيدا كرد. مگر به آن اندازه اي كه خود خدا معين كند.
«اَلحَكِيمُ». خدا حكيم است. يعني داراي علم غيرقابل نفوذ است و حکمت به علمی می گویند که غیر قابل بطلان باشد، در صورتی که علم بشر براساس فرضیه است و از روی آگاهی به تمام ابعاد هستی نیست.


منبع: سایت خطابه غدیر
رواق منظر چشم من آشيانه ی توست
کرم نما و فرودآ که خانه خانه ی توست
پاسخ
#29
جَلَّ عَنْ اَنْ تُدْرِكَهُ الْاَبْصارُ، وَ هُوَ یُدْرِكُ الْاَبْصارَ

بالاتر از آن است که چشم ها او را درک کنند ولی او چشم ها را درک می کند.


[تصویر:  item20.gif]
قطعا منظور از ديده ها در اينجا فقط ديده فيزيكي نيست. کاملا روشن است که ديده فيزيكي او را درك نمي كند و نمي بيند.
" جَلَّ عَن اَن تُدرَكَهُ الاَبصارُ " يعني بصرها و بصيرت ها هم نمي توانند خدا را درك كنند مگر خدا خودش، خودش را معرفي كند. در دعاها هم داريم كه "يا مَن دَلَّ عَلی ذاتِهِ بِذاتِهِ هُوَ وَصَفَ نَفسَهُ". خدا خودش، خودش را بايد توصيف كند.


"وَ هُوَ یُدْرِكُ الْاَبْصارَ" و چون ديده ها مي شوند محاط، ديگر نمي توانند بر خدا محيط شوند.در بخشی از خطبه به مثال نجار و صندلی اشاره شد که؛
نجّار وقتي صندلي را خلق كرده، مسلط بر صندلي است، اما صندلي مسلط بر نجّار نيست. لذا خداوند متعال فرمودند:« وَاللهُ مِن وَرَآئِهِم مُحِيطٌ »


منبع: سایت خطابه غدیر و مجله الکترونیک 1841
رواق منظر چشم من آشيانه ی توست
کرم نما و فرودآ که خانه خانه ی توست
پاسخ
#30
وَ هُوَ اللَّطيفُ الْخَبيرُ

و او لطف کننده و آگاه است

[تصویر:  88104232739598588182.gif]

"الطیف" يكي به معناي صاحب لطف است، معناي دیگر لطيف اين است كه ريزبين است، يعني چيزهاي بسيار ريز را مي بيند.(مثلا دید من به اعضای بدنم بسیار سطحی ست ولی خداوند درون آن را هم می بیند.)

"اَل" هم دارد. "ال" تعريف است. خداوند متعال به تمام ريزه كاري هاي انسان و موجودات ديگر آگاه و آشنا است و همه چيز برايش آشكار است.


"الخبیر" از خبر گرفته شده يعني خبردار است. فرقی بین لطیف و خبیر است که اگر جداگانه بکار برده شوند به معنای هم می آیند ولی وقتی در کنار هم می آیند نکات ظریفی دارند؛مانند بخشی از خطبه(قَدْ فَهِمَ السَّرائِرَ، وَ عَلِمَ الضَّمائِرَ) که درباره تفاوت فهم و علم اشاره شد.


"خَبير" كه صفت مشبهه است از خبر است به معناي اين است كه خداوند متعال به جزئي ترين خبرها هم آشنا است و برايش آشكار است. تصور كنيد ما كه علم داريم ولی علم هايمان كلي است. مثلا مي دانيم اين دوستم كه اين جاست كارمند است، داراي يك فرزند است، در تهران سكونت دارد. اين كليات است. اما جزئيات، را نمي دانیم. مثلاً ايشان امروز صبح كجا رفته با چه کسی صحبت كرده، كجاها را ديده، چه صداهايي را شنيده؟ نمي دانم.
به آن كسي كه به تمام اين جزئيات آگاه است مي گويند: "خَبير" . لذا به كسي كه مي خواهيم با او مشورت كنيم می گويند خُبره. خبره يعني كسی كه به عناوین جزئی يك موضوع آگاه است و آنها برايش آشكار است.



منبع: مجله الکترونیکی 1841
رواق منظر چشم من آشيانه ی توست
کرم نما و فرودآ که خانه خانه ی توست
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 4 مهمان
آخرین موضوع‌ها
نماز ستون دین
انجمن:
آخرین ارسال توسط: yaldaa60
۱۳۹۷/۱۰/۱۹
» پاسخ: 9
» بازدید: 8246
بازی و سرگرمی کودک
انجمن:
آخرین ارسال توسط: rahro96
۱۳۹۷/۱۰/۰۸
» پاسخ: 0
» بازدید: 128
تربیت کودک
انجمن:
آخرین ارسال توسط: rahro96
۱۳۹۷/۱۰/۰۵
» پاسخ: 0
» بازدید: 74
بهداشت کودک
انجمن:
آخرین ارسال توسط: rahro96
۱۳۹۷/۱۰/۰۵
» پاسخ: 0
» بازدید: 100
در محضر بزرگان ...
انجمن:
آخرین ارسال توسط: mahdiforum
۱۳۹۷/۰۹/۱۵
» پاسخ: 20
» بازدید: 15093
شب قدر وفاطمه(س)
انجمن:
آخرین ارسال توسط: hoseinimohammadi
۱۳۹۷/۰۸/۲۰
» پاسخ: 1
» بازدید: 1082
تعریف گزارش فصلی
انجمن:
آخرین ارسال توسط: seosho
۱۳۹۷/۰۸/۱۴
» پاسخ: 0
» بازدید: 115
نمونه قرارداد حسابرسی
انجمن:
آخرین ارسال توسط: seosho
۱۳۹۷/۰۸/۱۴
» پاسخ: 0
» بازدید: 64
غیر فعال شدن درس ها
انجمن:
آخرین ارسال توسط: 60316940
۱۳۹۷/۰۸/۱۱
» پاسخ: 4
» بازدید: 288
کد استخدامی پنج رقمی و عد...
انجمن:
آخرین ارسال توسط: 3317331
۱۳۹۷/۰۸/۰۹
» پاسخ: 1
» بازدید: 146