امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
خلقت در نگاه فراماسونرها
#1
بنام الله///

<پیشگفتار >

افسانه های دینی اقوام و ملل در میتولوژی یا علم افسانه شناسی مورد بحث قرار می گیرد . این علم رشته جدید از باستانشناسی است و با رشته های تاریخی ارتباط نزدیک دارد و افکار و عقاید دینی ملل و اقوام عهد قدیم از این علم بدست می آید . مایت لوژی در حقیقت عبارت از علم به افسانه های دینی است و افسانه های حماسی و غیر دینی در اصطلاح دانشمندان به لفظ لجند legend نامیده می شود و از افسانه های دینی یا مایت Myth متفاوت می باشد . میتولوژی اساسا نمی تواند شامل حال ادیانی باشد که مبنای آنها بر مبنای یکتا پرستی و توحید استوار است. زیرا افسانه های دینی در قسمت عمده با سرگذشت خدایان موهوم سر وکار دارند اعم از اینکه این خدایان در عهد قدیم پرستیده می شدند و یا در عهد حاضر میان برخی از اقوام و ملل جهان مانند ملت هندوستان پرستیده شوند .





افسانه ایزیس



ایزیس لفظ یونانی است و از کلمه Aset یا ایست اشتقاق یافته و وی خداوند مونث بوده که یونانیان با دیمیتر و هرا تطبیق می نمودند و چون ایزیس را با هاتور یکسان می پنداشتند گاهی وی را با آفرودیت تشبیه می نمودند . ایزیس در میان خدایان مصر بقدری شهرت داشته که بتدریج صفات خداوند مونث دیگر به وی اطلاق شد و وی خداوندی است که از شهر پر هبت واقع در شمال شهر بوریس حمایت می کرد و در این شهر برای ایزیس معبدی بنا شده بود . ایزیس به همسری اوزیریس خداوند شهری که نزدیک معبد ایزیس واقع بود انتخاب شد و از آنان پسری پدید آمد و بنام هروس موسوم گردید . این فرزند سومین عضو تثلیث بزرگ خدایان مصری است . ایزیس در مصر وقتی شهرت بیشتر پیدا نمود که افسانه شوهر وی اوزیریس و پسر وی هروس دهان به دهان می گشت و این افسانه را پلوتارک بشرح زیر نقل کرده است :

نخستین دختری که از ازدواج قب خدای زمین خاکی با نات خداوند آسمان نزدیک باتلاقهای رود نیل متولد شد بنام ایزیس نامیده شد. اوزیریس وقتی به سلطنت رسید ایزیس را به همسری برگزید و هر دو به تخت سلطنت مصر جلوس نمودند . ایزیس در این سلطنت با شوهر خود همکاری می کرد و مصریان را تمدن و شهرنشینی آموخت و زنان را تعلیم داد که چگونه ذرّت را در آسیاب دستی به آرد تبدیل کنند و یا از الیاف کتان ریسمان و نخ ببافند و مردان را تعلیم داد که بیماری را چگونه براندازند و یا بوسیله ازدواج به زندگی در خانواده عادت نمایند .



ایزیس و اوزیریس

هنگامی که اوزیریس بقصد اینکه جهان را از راه مسالمت و آرامی تحت سلطنت خود قرار دهد مسافرت و گردش در روی زمین را آغاز نمود . ایزیس همسر وی از روی کمال عقل و درایت به رتق و فتق امور پرداخت و مراجعت شوهر خود را با بی صبری انتظار می کشید . ایزیس وقتی از کشته شدن اوزیریس بدست برادر خود سِت آگاه گردید پریشان خاطر گشت و در مرگ شوهر خود گیسوان خود را آشفته ساخت و پیراهن و پوشاک خود را پاره کرد و در جستجوی صندوقچه ای بر آمد که جسد بی جان اوزیریس را در آن نهاده و به رود نیل انداخته بودند اما این صندوقچه بوسیله آب رود به دریا و از آنجا بوسیله امواج دریا بسر زمین فینیقیه پرتاب شده و در درون درخت بزرگی کنار دریا جای گرفته بود و این امر سبب شد که درخت بسرعت رشد کرد و بزرگ شد و بقدری بزرگ شد که خبر آن بگوش مل کاندر ، پادشاه بیبلوس در فینیقیه رسید و وی دستور داد درخت را قطع کردند و به کاخ حمل نمودند تا بجای تیر در بنای عمارت بمصرف رسانند . خبر این داستان به ایزیس ملکه مصر رسید و وی از حقیقت مطلب آگاه گردید و فورا به فینیقیه رهسپار شد و استارت ملکه فینیقیه را از ماجرا و واقعه شوهر خود و صندوقچه ای که در درون درخت نهفته بود با خبر کرد و بالاخره صندوقچه را که جسد اوزیریس در آن قرار داشت تحویل گرفت و به کاخ خود در مصر مراجعت نمود و این جسد را از سِت مخفی و پنهان نگاهداشت ، اما سِت آگاه شد و جسد اوزیریس را بدست آورد و این جسد را برای اینکه از دسترس ایزیس خارج سازد چهارده قطعه کرد و در چهارده نقطه جهان پراکنده ساخت اما ایزیس بجستجوی این قطعات پرداخت و این جستجو را به قدری ادامه داد تا توانست همه این قطعات را از نقاط مختلف جهان گرد آورد و در یک جا جمع سازد باستثنای آلت تناسلی اوزیریس که بوسیله یک خرچنگ در رود نیل بلع شده بود .

ایزیس الهه عشق ، قطعات جسد اوزیریس را بدقت مخصوص هر یک را در جای خود نهاد و مراسم کفن و دفن انجام داد و در این مراسم بقدری ناله سر داد و بی تابی نمود که خداوند مقتول از نو جان گرفت و زنده شد و حیات در جسد وی دمید و در این امر بعضی از خدایان دیگر مثل نفتیس خواهر ایزیس و آنوبیس و تات با وی همکاری و یاری نمودند .



ست و هورس ( هروس ) فرعون رامسس دوم را تحت حمایت خود قرار داده اند

ایزیس زمانی که بجسد شوهر خود نزدیک شد از وی باردار گشت و پسری بدنیا آورد و این پسر به نام هروس موسوم گردید و ست ، از وجود چنین پسری بی خبر بود ، تا زمانی که هروس در باتلاقهای رود نیل پرورش یافت و جوان نیرومند و برومند شد و توانست در انتقام از خون پدر بکوشد و با هر مخاطره روبرو گردد .

ایزیس در نوبت خود جادوگری ماهر نیز بود و حتی خدایان مصر باستان نیز از جادوگری وی مصونیت نداشتند . معروف است که ایزیس وقتی به حضور رع رسید وی را متقاعد ساخت که راز نام خود را برای او فاش سازد . رع در آن زمان سالخورده بود و دو دست وی می لرزید و لب و دهان او بی اختیار در حرکت بود . رع خداوند خورشید در زمانی بوسیله یک مار بزرگ زهر آگین گزیده شده و خود وی در مداوای آن عاجز مانده بود ناچار به ایزیس مراجعه نمود و درخواست کرد که زخم زهر را از راه جادوگری علاج کند اما ایزیس وقتی به علاج آن پرداخت از رع درخواست کرد که وی را از راز نام خود آگاه نماید .



فرعون ستی اول تحت الحمایه الهه هاثور ( ایزیس )

ایزیس در افسانه اوزیریس از دشتهای حاصلخیز و خرم مصر حکایت دارد و این دشت ها از جذر و مد رود نیل که بمنزله اوزیریس میباشد همه ساله بارور میگردد و سِت برادر اوزیریس بمنزله خشکسالی است که این دو را از یکدیگر جدا می سازد و حاصلخیزی و فراوانی را از مصر واپس می گیرد . پرستش ایزیس در مصر قدیم بقدری رواج گرفت که از عبادت خدایان مونث دیگر کاسته شد . عبادت ایزیس در دوران حکومت رومیان از مرزهای مصر تجاوز کرد و تا کناره های رود رن در قاره اروپا منتشر گردید و وی بنام ستاره دریاها و خدای بزرگ جهانگردان و مسافران شهرت یافت .

پرستش ایزیس در دره رود نیل تا انتشار دین عیسی رونق داشت و معبد وی در شهر فیله تا زمان ژوستینین امپراطور روم در سده ششم میلادی بر پا بود و بدستور این امپراطور به کلیسای مسیحی تبدیل شد . ایزیس در تصویر ها مانند زنی نمایان می شد که تاج بر سر گذاشته و این تاج از نام وی حکایت می کرد و در زمان بعدی در بالای سر وی یک قرص خورشید میان دو شاخ همراه دو بال جای گرفته است و ایزیس را سپس در شمایل گاو ماده با تنه انسان نمایان ساخته اند و وی را در این هیکل به هاتور تشبیه نموده اند اما پلوتارک راجع به این شمایل افسانه دیگر نقل کرده و توضیح داده است که وقتی هروس پسر اوزیریس تصمیم گرفت با عموی خود سِت جنگ و نبرد نماید مادر وی از این جنگ و از این انتقامجویی ممانعت کرد . هروس از این اقدام مادر خشمگین شد و سر وی را از تن جدا نمود و تات در این امر مداخله کرد و یک سر گاو بجای سر ایزیس قرار داد . sale63: ایا شما شباهتی بین این عقیده و عقیده زرتشت در مورد تولد اهوراو اهریمن مشاهده میکنید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
پاسخ
#2
اعتقاد به مهدي موعود در ساير اديان
اعتقاد به قيام حضرت مهدي - عليه السلام - که مصلحي الهي و جهاني است در بسياري از اديان ديگر وجود دارد که با اندک اشارتي به چند مورد آن بسنده مي کنيم. نه تنها شيعه بلکه اهل تسنن و حتي پيروان بسياري از مذاهب ديگر چون يهود، نصاري، زردشتيان و هندوان به ظهور يک منجي بزرگ الهي و يک مصلح جهاني و نجاتبخش انسانها از زير بار جور و ستم، اذعان و اقرار دارند و پيروان اين مذاهب نيز در انتظار او بسر مي برند. در کتاب ديد که نزد هندوان از کتب آسماني تلقي مي شود آمده است که: پادشاهي بعد از خرابي دنيا پيدا شود که او پيشواي همه خلائق عالم باشد. نامش منصور است و تمام عالم را بگيرد و به دين خود در آورد، و همه کس را از مومن و کافر بشناسد و هر چه از خدا بخواهد بر آيد. [1] .


مرحوم محدث نوري در کتاب نجم الثاقب آورده است که منصور نام حضرت مهدي - عليه السلام - مي باشد که در کتاب ديد ذکرش رفته است. علامه مجلسي در کتاب بحار الانوار جلد پنجاه و يک صفحه 30 نقل فرموده است: شيخ فرات بن ابراهيم کوفي در تفسير آيه 33 از سوره اسرا از حضرت امام باقر - عليه السلام - نقل کرده است که فرمود: در تفسير اين آيه مي توان گفت منظور امام حسين - عليه السلام - است يعني مظلوم کشته (شهيد) شد. و در تفسير قسمت ديگر آيه نيز فرموده است خداوند مهدي - عليه السلام - را منصور ناميد. همچنان که پيامبر خدا - صلي الله عليه و آله - نيز احمد، محمد و محمود ناميده شد و نام حضرت عيسي - عليه السلام - مسيح ذکر شده است. شايد نکته تعبير از آن حضرت به امام منصور همان باشد که در زيارت عاشورا و دعاي ندبه ذکرش رفته است. ترجمه اين فراز زيارت عاشورا چنين است: و مصيبت بر من - به واسطه ظلم و ستمي که بر شما رفت. - سخت و دشوار است. پس از خدايي که مقام تو را بلند و گرامي داشت و مرا هم به واسطه دوستي عزت بخشيد در - خواست مي کنم که روزي من کند تا با امام منصور از اهل بيت محمد - صلي الله عليه و آله و سلم - خون خواه تو باشم. (در اينجا منظور حضرت ولي عصر است. (ترجمه اين فراز از دعاي ندبه نيز چنين


است: کجاست منصور، پيروزمندي که بر هر متعدي بشورد؟ در کتاب جاماسب که از شاگردان زردشت است، چنين آمده است: مردي از زمين تازيان از فرزند هاشم بيرون آيد. مردي بزرگ سر و بزرگ تن و بزرگ ساق که بر دين جد خويش بود و با سپاهي بسيار روي به ايران نهند و آن را آبادان کند و زمين را از داد پر نمايد و از دادگري وي باشد که گرگ با ميش آب خورد. [2] در پاورقي مطلب فوق مذکور است که صاحبان سير و تواريخ مي نويسند که جاماسب برادر گرشاسب بن سهراسب مدتي در نزد زردشت کسب معارف نموده است. ضمنا ياد آوري اين امر ضرورت است که آنچه از کتاب جاماسب نقل شد در احاديث و روايات ما هم آمده است، چنانکه در خصال شيخ صدوق و منتخب الاثر از امير مومنان علي - عليه السلام - نقل است که فرمود: وقتي که حضرت قائم قيام نمايد، آسمان قطراتش را نازل مي کند و خداوند با باران رحمتش زمين و گياهش را خارج مي سازد. دشمني و کينه توزي از دل مومنان بيرون مي رود. درندگان و حيوانات باهم آشتي مي کنند. در کتاب زند که آن نيز درباره مذهب زردشتيان مي باشد نقل شده است: آن گاه فيروزي بزرگ از طرف ايزدان مي شود و اهريمنان را منقرض مي سازد، تمام اقتدار اهريمنان در زمين است و در آسمان راه ندارد. بعد از پيروزي ايزدان و بر انداختن تبار اهريمنان، عالم

کيهان به سعادت اصلي خود برسد و بني آدم بر تخت نيکبختي خواهند نشست. [3] کتاب تورات نيز در سفر تکوين خود از دوازده امام - عليهم السلام - که از نسل اسماعيل پيامبر بوجود مي آيند سخناني آورده است: و در حق اسماعيل تو را شنيدم. اينک او را برکت داده ام و او را بارور گردانيده ام و به غايت زياد خواهم نمود و دوازده سرور توليد خواهم کرد و او را امت عظيمي خواهم داد. [4] در مزامير حضرت داود - عليه السلام - آمده است: اما صالحان را خداوند تاييد مي کند.... صالحان وارثان زمين خواهند بود و در آن هميشه ساکن خواهند شد. [5] در قرآن مجيد، سوره انبيا، آيه 105 - که به ترجمه آن اکتفا مي کنيم. - آمده است: ما در زبور و به دنبال ذکر نوشتيم که بندگان شايسته ما وارث زمين خواهند شد. و نيز در سوره اسراء آيه 57 آمده است که زبور را به داود داديم. و در سوره انبياء آيات 48 و 7 آمده است که تورات به ذکر اطلاق شده است. همچنين در سوره نور آيه 55 حضرت حق مي فرمايد: خداوند به کساني از شما - که ايمان آورده اند و کارهاي شايسته انجام داده اند. - وعده کرده است که آنان را در زمين خليفه و جانشين خود کند، چنانکه گذشتگان را خلافت و جانشيني بخشيد. ديني را که خدا بر

ايشان پسنديده است، برقرار نمايد و ترس آنان را به ايمني مبدل سازد که مرا عبادت مي کنند و هيچ چيزي را شريک من قرار نمي دهند. همچنين خداوند متعال در سوره قصص آيه مبارکه 5 مي فرمايد: اراده کرده ايم که بر مستضعفان (خدا پرستاني که زير بار ستم جورگران و ظالمان ناتوان شده اند) منت نهيم و آنان را پيشوا و وارث خود در روي زمين قرار دهيم. از چنين آياتي که به چند نمونه آن اشاره شد، بر مي آيد که سرانجام جهان هستي در دست بندگاني سزاوار و صالح و شايسته الهي و وارثان زمين قرار خواهد گرفت و اين ميراث تاريخي بشر به آنان سپرده شود و اين امانت به امانتداران حقيقي و صالحان راستين خواهد رسيد و در پرتو درخشان شمشير عدالت، حق در جهان جاري خواهد شد.
پاسخ
#3
ای کاش در مورد N.L.P وارتباطش با فراموسونری هم بنویسید تا همگان آگاه شوند
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 2 مهمان
آخرین موضوع‌ها
بهداشت فردی با لیزر مو زا...
انجمن:
آخرین ارسال توسط: khonehman
۱۴۰۰/۰۱/۱۷
» پاسخ: 1
» بازدید: 29
Buy Amoxil
انجمن:
آخرین ارسال توسط: inetryconydot
۱۴۰۰/۰۱/۱۵
» پاسخ: 0
» بازدید: 52
Order Amoxil Without Pres...
انجمن:
آخرین ارسال توسط: inetryconydot
۱۴۰۰/۰۱/۱۴
» پاسخ: 0
» بازدید: 37
امام خامنه ای و ازدواج
انجمن:
آخرین ارسال توسط: khonehman
۱۳۹۹/۱۲/۲۷
» پاسخ: 2
» بازدید: 2307
رهن و اجاره آپارتمان ها د...
انجمن:
آخرین ارسال توسط: khonehman
۱۳۹۹/۱۲/۱۶
» پاسخ: 0
» بازدید: 51
عدم دریافت کد امنیتی
انجمن:
آخرین ارسال توسط: rotapakhsh
۱۳۹۹/۱۰/۰۶
» پاسخ: 1
» بازدید: 2646
خانواده مطلوب مهدوی
انجمن:
آخرین ارسال توسط: khonehman
۱۳۹۹/۰۷/۲۰
» پاسخ: 1
» بازدید: 1855
پدر و مادری 30 ساله با هش...
انجمن:
آخرین ارسال توسط: khonehman
۱۳۹۹/۰۷/۲۰
» پاسخ: 11
» بازدید: 13057
صرفا جهت تامل
انجمن:
آخرین ارسال توسط: khonehman
۱۳۹۹/۰۷/۲۰
» پاسخ: 2
» بازدید: 2884
گريه پيامبر(ص) از عذاب زن...
انجمن:
آخرین ارسال توسط: khonehman
۱۳۹۹/۰۷/۲۰
» پاسخ: 1
» بازدید: 2051