تالار گفتمان
می دانم کجاست!!؟؟ - نسخه‌ی قابل چاپ

+- تالار گفتمان (http://mahdiforum.com/forum)
+-- انجمن: تالار هم اندیشی مهدی یاوران (http://mahdiforum.com/forum/forumdisplay.php?fid=1)
+--- انجمن: در محضر بزرگان (http://mahdiforum.com/forum/forumdisplay.php?fid=112)
+---- انجمن: رد پای یار (http://mahdiforum.com/forum/forumdisplay.php?fid=115)
+---- موضوع: می دانم کجاست!!؟؟ (/showthread.php?tid=7846)



می دانم کجاست!!؟؟ - yamadhi - ۱۳۹۲/۱۱/۰۱

به نام خداوند بخشایش گر مهربان
اللهم صل علی محمد و آل محمد (ص) و عجل فرجهم ؛
ای آنکه متفکرانه موضوعات را می خوانی و حال در حال مطالعه این نوشته بدان که امام هر جا که ایشان را صدا می زنند حاضر می شود و جواب سلام شان می دهد . اما اگر حجاب بهتر بگویم آنچه روح لطیف را در حصار قرار می دهد آری همان اعمالی که رضایت خدا در آن نیست چه عرف جامعه باشد چه نباشد . باعث می شود گوش صدا را نشنود و دیده به جمال ایشان روشن نگردد . پس بیایم علل چنین حجابی را در خودمان جست و جو کنیم. تا بگوییم می دانم کجاست .

ومن ا... التوفیق


RE: می دانم کجاست!!؟؟ - shokrane - ۱۳۹۲/۱۱/۰۱

تلنگرخوبی بود
ممنونgol


RE: می دانم کجاست!!؟؟ - mahline - ۱۳۹۲/۱۱/۰۲

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

متشکرم از موضوع شما، بنده به یاد حدیث قرب نوافل افتادم که تعبیر عارف واصل شیخ رجبعلی خیاط درباره اش این گونه است:

اگر چشم برای خدا کار کند می شود«عین اللّه» و اگر گوش برای خدا کار کند می شود«اُذُن اللّه» و اگر دست برای خدا کار کند می شود«ید اللّه» تا می رسد به قلب انسان که جای خداست.

در روایات داریم که: قلب المومن عرش الرحمن
قلب مومن عرش خداوند رحمان است.(بحارالانوار ج 58 ص 39)

1 داستانی هم هست که به نظرم عکس ماجرا را خوب به تصویر کشیده است؛
روزی مجنون از روی سجاده ای عبورکرد.
مرد نمازش را شکست و گفت: مردک من درحال راز و نیاز با خدا بودم تو چگونه این رشته را بریدی؟
مجنون لبخندی زد و گفت: من عاشق دختری هستم«تورا ندیدم»،تو عاشق خدایی و مرا دیدی؟!


حدیث قرب نوافل:
امام صادق(ع) از پيامبر(ص) روايت كرده كه خداوند فرمود: اظهار دوستي نكرد بنده من به چيزي دوست داشتني تر از آنچه واجب كردم بر او، و او با نوافل به سوي محبت من مي آيد تا اينكه من نيز او را دوست بدارم. پس هنگامي كه او را دوست بدارم شنوايي او مي باشم آن گاه كه مي شنود و بينايي او مي باشم آن گاه كه مي بيند و زبان او مي باشم آن گاه كه سخن مي گويد و دست او مي باشم آن گاه كه ضربه مي زند و پاي او مي باشم آن گاه كه راه مي رود، هنگامي كه به درگاه من دعا كند اجابت مي كنم و اگر از من درخواست كند به او مي دهم. (اصول كافي، كليني، ج 2، ص 352)